>>>اینجا بوی هيچ کس رو نميده <<< |
|
| PersianBlog | Free Templates | Blogs List | |
و اما خمینی ...
سپاه باید پشت مردم باشد اصل مردمند ارتش هم باید پشت مردم باشد ارتش وسپاه باید بگویند جانم فدای مردم اگر بگوید جانم فدای رهبر انحراف است اصل مردمند رهبر هم جانش فدای مردم است ما همه برای مردمیم سپاه باید از حقوق مردم دفاع کند.پشتیبان مردم باشد.اگر بگوید جانم فدای رهبر که این میشود همان زمان شاه پس مردم برا ی چی انقلاب کردند
صحیفه نور جلد سوم پاراگراف 132
| لینک | شنبه ۱۳۸۸/۱۱/۳ - مُنــــــــــــــــا |
این وای مادر های جان آزرده است ...
شرم تان باد ای خداوندان قدرت
شرم تان باد ای خداوندان قدرت بس کنید
بس کنید از اینهمه ظلم و قساوت بس کنید
ای نگهبانان آزادی
نگهداران صلح ای جهان را لطف تان تا قعر دوزخ رهنمون
سرب داغ است اینکه می بارید بر دلهای مردم،سرب داغ
موج خون است این که می رانید بر آن کشتی خودکامگی ،موج خون گر نه کورید و نه کرگر مسلسل هاتان یک لحظه ساکت می شوندبشنوید و بنگرید
بشنوید این وای مادرهای جان آزرده است کاندرین شبهای وحشت سوگواری می کنند
بشنوید این بانگ فرزندان مادر مرده است کز ستم های شما هر گوشه زاری می کنند
بنگرید این کشتزاران را که مزدوران تان روز و شب با خون مردم آبیاری می کنند
بنگرید این خلق عالم را که دندان بر جگر بیدادتان را بردباری میکنند
دست ها از دست تان ای سنگ چشمان بر خداست گر چه می دانم آنچه بیداری ندارد
خواب مرگ بی گناهان است،وجدان شماست
| لینک | پنجشنبه ۱۳۸۸/۱۱/۱ - مُنــــــــــــــــا |
به کدامین گناه ؟ چرا احمدی نژاد؟
خدایـا
> سـلام
>
> ابراهیم
> رها - سر کوچه
> خدایا
> سلام، نوکرتم!
>
> خدایا می
> شه لطف کنی از طریق یکی از ملائکت
> یا از طریق یکی از مقربین درگاهت
به ما بگی چرا وضع ما اینطور شد؟
(ملائک مرتبط با عذاب و وحشت رو
نگفتم. خودمون اینجا حسین
شریعتمداری داریم!)
خدایا ما
> که گلدونا رو آب دادیم، سلام
> همسایه رو جواب دادیم، آخه چرا
> احمدی نژاد؟!
>
>
>
> خداوندا، بارالها، من شخصا
> چند بار چهار سال اخیر زندگیم رو
> مرور کردم. البته معصیت زیاد داشتم
> اما نه به اندازه ای که عقوبتش
> دولت بعد از نهم باشه!
>
>
>
> الهی من
> که اکثر روزها توی صندوق صدقات پول
> میندازم، راستش اینکه اغلب هم عمل
> نمیکنه، اما روزی که صادق محصولی
> برای وزارت رفاه انتخاب شد جدا
> حیرت کردم. خدا جان از شوخی و جوک
> گذشته اکه واقعا سیستم صدقه عمل
> نمیکنه، یا بده دیجیتالش کنن یا
> بگو همه این صندوق های عهد دقیانوس
> رو جمع کنن، پول ملت هدر نره.
>
>
>
> خدای
> مهربان، این همه لطف، این همه
> کرم،این همه محبت،... ،به ما که
> رسید شایعه شد؟! یعنی جدا حق ما
> احمدی نژاده؟! باور کن امروز
> فرداست که مثل شخصیت سعید در
> فیلم «از کرخه تا راین» برم کنار
> یه رودی، کانالی، جوبی! داد بزنم
> خدایا چرا با ما؟ چرا اینجا، چرا
> حالا؟
>
> خدایا
> میدونی یه گردان بره راهپیمایی 13
> آبان، نفر برگرده یعنی چی؟ میدونی
> نفر بره کهریزک، میّت برگرده یعنی
> چی؟!
>
> خدایا
> اگه چهار روز دیگه این طرح جر
> خوردگی اقتصادی (حذف یارانه ها)
> انجام شد، خودت جواب بنده هاتو
> میدی؟! خدا جان یه بار خیلی جدی با
> این رئیس دولت بعد از نهم برخورد
> کن. چه میدونم بگو بره با ولیش
> بیاد. ببین اصل داستان چیه آخر؟
>
>
> خدایا
> دوستانه دارم بهت میگم تکلیف این
> رحیم مشایی رو هم تا دیر نشده مشخص
> کن. پس فردا اکه ادعا کرد خود
> توئِه، گله نکنی که ای بنده من چرا
> به من اطلاع ندادی. راستش اینجور
> که بوش میاد چند وقت دیگه از این
> ادعاها میکنه بعد جو میگیرتش، حکم
> میده نه کره زمین که مدیریت کل
> منظومه شمسی رو میسپره به احمدی
> نژاد! بعد تصور کن زندانی های
> سیاسی باید بیان جلوی دوربین،
> مسئولیت تحرکات کیهانی اطراف زحل
> رو به عهده بگیرن. یا سفیه میسازن
> برن توی پلوتون لباس شخصی پیاده
> کنن! یا پس فردا بچه های روزنامه
> نگار می گن ما توی بند
> 209 اوین با موجوداتی که هشت تا چشم
> داشتن پنج تا کله، هم بند بودیم!
>
>
> خدایا،
> خدای من، نمیگم دست ما رو بگیر که
> همیشه گرفتی، دست ما رو ول نکن. ما
> بشریم. ضعیفیم. تحمل نداریم، ما را
> به عقوبت احمدی نژاد میازما.
>
> خدایا،
> بارالها، ای جبار منتقم، مگذار آه
> مظلومانه این ملت در اعلاء درجات
> عرش همین جوری گیج بزنه! خودت داد
> ما بستان.
>
> خدایا
> حال من خوب نیست. حال این ملت خوب
> نیست. خودت برای ما دعا کن! یا رب
> العالمین.
| لینک | جمعه ۱۳۸۸/۱٠/٢٥ - مُنــــــــــــــــا |
قمرالملوک وزیری :
مرا هیچ گنه نیست به جز آن که زنم
زین گناه است که تا زنده ام اندرکفنم
| لینک | چهارشنبه ۱۳۸۸/۱٠/۱٦ - مُنــــــــــــــــا |
دل کور
زندگی اونقدر کوتاه و محدوده که حیفه ما به خاطر یه حادثه ی شوم بخوایم تمامش رو بیهوده بکشیم ...
| لینک | جمعه ۱۳۸۸/٩/٦ - مُنــــــــــــــــا |
این روزا هم میگذره ... من به این امید زنده ام
چشاشو رو مرگ اقاقی ها نبست ... نشست اما وقتی پاشو زدن نشست
او خم نشد تو اوج و ایستاده مُرد ... از خورش درگاه ضحاکی نخورد
ستاره دیگه تو آسمون نبود تو اوین بود ... زیر پای تک تک بچه هامون مین بود
تموم پنجره ها بسته شد سیاه شد ... امید یک نفس راحت کشیدن تباه شد
برادر برادر رو فروخت و پدر مادرو ... به لجن کشیدن هر چی اعتقاد و باورو
خدا نشست و گریه کرد و خداییشو پس داد ... ابلیس از غصه مست کرد هر چی خورد پس داد
مردونگی گم شد و از ریشه به ریش رفت ... گردن یه عده کلفت شد از پول نفت
| لینک | دوشنبه ۱۳۸۸/۸/٢٥ - مُنــــــــــــــــا |
صفحه جونم بووووس
چند وقتی دوری از این صفحه ی تنهایی های من شاید نشون دهنده ی این باشه که تنهایی تموم شده ! ... اما به عنوان یکی از بهترین دوستانم همیشه به یادش هستم ... راستی ! روسیه و ارمنستان خوش گذشت ... ١ آبان تا ١٣ آبان ... فقط به خاطر اینکه یادم نره !
| لینک | شنبه ۱۳۸۸/۸/٢۳ - مُنــــــــــــــــا |
هدیه زور وده D:
میفهمیم که خب شاید نمیخواد بهممون هدیه بده ! ... من زوری از خدا هدیه میخوام !
| لینک | شنبه ۱۳۸۸/٧/٤ - مُنــــــــــــــــا |
یعنی عاشقشم ...
و چون بندگان من از دوری و نزدیکی من از تو پرسند بدانند که من به آنها نزدیک خواهم بود و هر که مرا فرا خواند دعای او اجابت کنم پس بایست دعوت مرا بپذیرند و به من بگروند باشد تا به سعادت راه یابند
| لینک | یکشنبه ۱۳۸۸/٦/۱ - مُنــــــــــــــــا |
باران میبارد ...
شمع در حال سوختن در یک گوشه ی میز ... هوس اشکنه با نون ... سرها میان دست ! و یا سر میان دست ها ! ... سعی برای نو نشدن ... اتاق تاریک و فقط سو سوی شمع و سایه های روی دیوار ... راستی ؟ نثر های زیبای قدیمی کجا رفتند ؟ ... چرا تاریخ تکرار میشود ؟ ... سر بلند میشود و دست ها خالی ! و یا سرها بلند میشوند و دست خالی ... سایه ی پیل پیکری روی دیوار ... در جهت مخالف اما کودکی بی مو ، بی مادر ، بی آینده ... سر پایین ! و یا سرها پایین ... نسل کشی واژه ای است که به فکر میاید ... و فعلی است که دیده میشود ... سر بالا ! و یا سرها بالا ... آینده به دست بنای سنگ دل روزگار از آجر و گچ مسدود شده است ... سر عقب ! و یا ... گذشته دوباره تکرار میشود ... حال ! ... سرما همه جا را فرا گرفته است ... ابر سفید ! ... اما نه در آسمان ! ... جلوی دهان ... راستی ؟! جمع دهان چیست ؟ ... شمع در حال سوختن در یک گوشه ی میز ... هوس نان و پنیر و دل خوش ... موسیقی زیبای جوانی گوش آنها را میخراشد ... صدای جیغ ! ... و اما سه نقطه ! ... نای دیدن سه نقطه های ما را نیز ندارند ! ... میدانند حرفهایی در سه نقطه وجود دارد که آنان را تاب تحمل آن نیست ! ... شمع در حال سوختن در یک گوشه ی میز ... هوس اشکنه با مشت ... سایه های روی دیوار ... سو سوی شمع به نا کجا آباد میرود ... راستی؟! تماشاچی ها کجا میروند ؟ ... ما هنوز هستیم ! ... دست به سوی آسمان ... و یا دست ها ... باران میبارد ... تماشاچی ها باز گردید ! ... ما را ببینید ... باران میبارد ... چشم ها میبارند ... دستها تو را نشانه گرفته اند ... به سوی آسمان میگرییم ... شمع در حال سوختن در گوشه ی دل ما ... سایه ی دستی بزرگ روی دیوار ... باران میبارد ...
| لینک | سهشنبه ۱۳۸۸/٥/٢٠ - مُنــــــــــــــــا |
فقط خداوند میتواند ...
فکر کنم هر کسی گاهی اوقات احساس سرخوردگی میکنه ! ... من امروز این تجربه رو برای بار چندم داشتم ... وقتی میبینی کسی که نیابد کاری رو بکنه اون کارو میکنه و تو فکر میکنی دیده نشدی ! ... استاد بودن و قضاوت کار سختیه !
| لینک | یکشنبه ۱۳۸۸/٥/۱۱ - مُنــــــــــــــــا |
یادشون رفته که اون شاه ...
ببین امروزن تو بازی همشون شاهو وزیرن
هنوزم بدون حرکت پشت ما سنگر میگیرن
تاج و تخت شاه دیروز در قلعشون نمیشه
به خیالشون که این تاج سرشونه تا همیشه
یادشون رفته که اون شاه که به صد مهره نمیباخت
تاجو از سرش تو میدون لشکر پیاده انداخت
| لینک | یکشنبه ۱۳۸۸/٤/۱٤ - مُنــــــــــــــــا |
و عجل فرجهم ...
از برکات وجود دولت مهر ورز در شهر بزرگ خود جایی برای آغاز زندگی کوچک نداریم .
| لینک | یکشنبه ۱۳۸۸/٤/۱٤ - مُنــــــــــــــــا |
Don't Wanna Be A Boy, You Wanna Be A Man
You Have To Show Them That You're Really Not Scared
You're Playin' With Your Life, This Ain't No Truth Or Dare
They'll Kick You, Then They Beat You,
Then They'll Tell You It's Fair
زندگی مان را در خطر قرار میدهند ، ما را میزنند و دور میکنند ...
و میگویند این عدالت است !!!
| لینک | یکشنبه ۱۳۸۸/٤/۱٤ - مُنــــــــــــــــا |
فراموش کرده اید که خدایی هم هست ؟؟
خدایی هست ... ترازویی هست ... ... و مرگی نیز ... !
بترسید و هوشیار باشید ای صاحبان قدرت ! اگر صدای حق ما را نشنیده میگیرید ، خدا خود بر جای حق نشسته و شما را میبیند !
| لینک | پنجشنبه ۱۳۸۸/٤/٤ - مُنــــــــــــــــا |
بیانیه
مردم هوشیار و فهیم ایران
ایـنک که به خواست خداوند و اراده سبز شـمـا، امـواج امـیـدواری گـوشـهگوشه ایران بـزرگ را فـرا گـرفـته و صبح پیروزی بیش از پــیـــش نـــزدیــک مــینـمــایــد، اخـبــاری نــگـــرانکــنــنــده از بــرخــی تـحــرکــات و بـرنامهریزیهای محفلی به گوش میرسد کـه ضـرورت هـوشیاری کامل شما را افزون میسازد.
مـعــدود افــرادی کــه نــه عـلـقــهای بــه جـمـهـوریـت نـظام دارند و نه به احکام منور اســلام دلـبـسـتــهانــد، از آنـجـا کـه رقـابـت قـانـونمنـد در بـرابـر اراده شمـا را غیرممکن مییابند، درصدد برهم زدن امنیت و آشفته کــردن آرامــش روانــی جـامعـهانـد تـا قطـار انـتـخـابـات سـالـم را از مـسـیر خود منحرف کـنـنـد. آنـان کـه بـه بقای کشور و جمهوری اســلامـی بـهگـونـهای مـشـروط بـاور دارنـد، ظاهرا از ایجاد بحرانهایی که دامنه آنها به انتخـابـات و ایام حاضر متوقف نخواهد ماند نیز ابا ندارند.
اطـمـیـنــان دارم کــه مـردم و جـوانـان بـا هـوشـمـندی، مجال شیطنت را از این افراد مـیگیرند و از هرگونه تنش که مطلوب آنان اســت پـرهـیـز کـرده و از دایـره رفـتـاری کـه زیبنـده جوان فهیم و بافرهنگ ایرانی است خارج نمیشوند.
فـرصـت تبلیـغ اثـرگـذار را نبـاید از دست داد، اما در عرصههای تبلیغاتی از مجادلات بـیحـاصلـی کـه بهسوی اغتشاش منحرف میشود اکیدا اجتناب کنید.
اینجـانـب، از مسوولان امر انتخابات نیز صمیمـانه میخواهم که با استفاده از قدرت قــانــونــی خــود امـکـان تحقـق اراده مـردم مـسـلـمـان ایـران در انتخابات پیش رو را در مـراحـل تـبـلـیغات، برگزاری و شمارش آراء فـراهـم سـازند و زمینه پیدایش هر شبههای را از مـیـان ببرند. به امید برگزاری انتخاباتی پرشور و رقابتی قانونمند.
میرحسین موسوی
| لینک | چهارشنبه ۱۳۸۸/۳/٢٠ - مُنــــــــــــــــا |
حیف جوونیه ماست !
دیگه واقعا شورشو در آوردید ... چرا تا یه متن توش دوم خرداد داره نظراتشو میبندید ؟چرا Facebook رو بستن ؟ آخه چرا اینقدر بی ظرفیتید ؟ من داره حالم از همه ی این کارای مسخره تون به هم میخوره ! ... آقا بالا بری پایین بیای از این کارای گند و احمقانه بکنی وضع عوض نمیشه ... فکر کردید با فیلتر کردن همه چیز حله ؟ ... جدا براتون متاسفم ... برای خودم متاسفم که شماها برام تصمیم میگیرید ... برای همه ی مردم بی گناه متاسفم که زندگیشون دست یه مشت دیکتاتوره ! ... باورم نمیشه یه آدم کوچولو این همه بتونه دروغ بگه ... باورم نمیشه تو روی مردم نگاه میکنه و با وقاحت تمام دروغ میگه ... واقعا متاسفم که وقتی دارم اینا رو مینویسم باید نگران باشم که وبلاگ عزیزمو ممکنه از دست بدم ! واسه چی ؟ واسه اینکه هیچ کس نیست حرفامو بشنوه ! جز این صفحه که میتونم توش داد بزنم ... آخه یکی نیست بگه الان امید واقعا کجاست ! اون اوج امیدی که ازش حرف میزنی کجااااست؟ پس چرا من نمیبینمش؟ پس چرا هیچ کس نمیبینه ؟ نه عزیز جون ! ... اینا همه زاییده ی اون مغر کوچیکته ... زندگی ما جووناست که داره به دست تو خراب میشه ! ما بیشتر از همه میفهمیم ! چقدر آرزوهای کوچیکمونو واسمون محال کردی ... اونوقت مستقیم تو چشامون نگاه میکنی و میگی این تازه اول راهه ؟؟؟ ... الان از بقض دارم خفه میشم واسه چی ؟ واسه اینکه چهار سال زندگیمون رو هوا بود ! ... حالا وقتی از خاطره ی روزای خوبمونم حرف میزنیم نظراتشو میبندید؟ یکی به من بگه یعنی چی ؟ ارسال نظر برای این پیغام میسر نیست یعنی چی ؟ ... دیگه داره حالم از دروغات به هم میخوره ... اگه میبینی همه ی جوونا طرف دار اونی هستن که مطمئنا تو نیستی واسه اینه که همه نگران آینده شونن ! ... احساس خطر باعث شده از هر چی واسه تبلیغات استفاده کنیم ! ... اما شماها با اون مغزای کوچیکتون فکر میکنید فیلتر کردن راه حله ... از همه چیزتون زور میباره اون وقت میگید حکومت دموکراسی ! ... خجالتم خوب چیزیه ! ... یه ذره به خودت بیا ... یه ذره به خودتون بیاید ! ... حیف جوونیه ماست که به دست شما خراب بشه !
| لینک | سهشنبه ۱۳۸۸/۳/٥ - مُنــــــــــــــــا |
موسوی شیـــــــــــــــــــــــــــــــــره !!
- دموکراسی از خانه آغاز میشود
- جامعه درباره رسوم ، آیین ها و روابط اجتماعی هنجارهای معینی دارد . ورود دولتها ممنوع !
- اعتقادات من ، عادتهای من ، آرمانهای من حوزه ی خصوصی من است . ورود دولتها ممنوع !
- کار جوهر انسان است ، چه مرد و چه زن .
- ما قوانین ترمودینامیک ، معادلات دیفرانسیل و بیوشیمی را برای آشپزخانه نیاموختیم .
- تنها قانون معتبر در مورد پوشش زنان وحی الهی است ، نه بخشنامه و سلیقه .
- من عدالت بدون آزادی و آزادی بدون امنیت را نمیخواهم .
- بیکاری نیروی متخصص ، چه زنان و چه مردان ، اتلاف سرمایه است .
- زن و مرد دو بال پرواز بشریت هستند ، اگر قرار است پروازی انجام شود هر دو بال باید قوی باشند .
| لینک | یکشنبه ۱۳۸۸/۳/۳ - مُنــــــــــــــــا |
یا زمان بایستد و یا ... !
گذر زمان رو حس میکنی ؟ ... یا بهتر بگم سرعت سرسام آورشو میفهمی؟ ... همین طور میگذره و با عجله ما رو پشت سر میذاره ... وقتی ما ساکنیم و سرمون از شدت باد توی یقه مونه نمیفهمیم که این باد بی رحم با هر وزش چند تار مویی هم از ما با خودش میبره ! ... تا اینکه بالاخره میبینیم دیگه چیزی به آخرش نمونده ... از گذر سریع زمان نمیترسم ... دوست دارم باهاش همراه بشم ... پا به پاش حرکت کنم ... خیلی میترسم از روزی که ببینم اون کلی جلو رفته و من هنوز اندر خم کوچه اولم ، با هزار کار نکرده و کیلومترها راه نرفته ! ... شاید این باعث میشه که همه ی وجودم در مسیر این حرکت تند کشیده بشه ... میل به رسیدن به تمام تپه های زندگیم یه جور دلهره توی دلم انداخته ... یا زمان بایستد یا من بدوم !
| لینک | شنبه ۱۳۸۸/٢/٢٦ - مُنــــــــــــــــا |
تمام تلاش ما بر این است که ذخیره شویم !
وضعیت : ذخیره نشده
| لینک | شنبه ۱۳۸۸/٢/٢٦ - مُنــــــــــــــــا |
زبان خانه ی وجود است !
توانایی شنیدن ، صرفا برایند سخن گفتن نیست ، به عکس توانایی شنیدن جریان سخن گفتن را ممکن میکند .
هایدگر
| لینک | دوشنبه ۱۳۸۸/٢/٢۱ - مُنــــــــــــــــا |
کمتر میگرییم تا کمتر آب بنوشیم تا بیشتر اصلاح الگوی مصرف کنیم !!!
دلمان میگیرد ...
و چه خندانیم !
و چه میگرییم !
هر گاه که در خود مینگریم !
| لینک | سهشنبه ۱۳۸۸/٢/۱٥ - مُنــــــــــــــــا |
هیچ چیز دز این دنیا نمیتواند ما را از هم دور کند ... به جز خودمان !
| لینک | سهشنبه ۱۳۸۸/٢/۸ - مُنــــــــــــــــا |
مهربونم ...
خدای مهربونم ... امروز برات یه نقاشی کشیدم ... حتما دیدی ! پس فرجی فرما ...
| لینک | سهشنبه ۱۳۸۸/۱/۱۸ - مُنــــــــــــــــا |
هیچ کس حق هیچ گونه برداشت در مورد منو نداره ! این همه ی ماجرا نیست !
چیزی که امروز پیش اومد ، شاید نباید اصلا اتفاق میافتاد ... چند وقتیه که چیزی داره منو به شدت فشار میده ، اونقدر شدید که کاملا احساسش میکنم ... نمیدونم ! اما چیزایی هستن که من فکر میکنم میتونن دلیلش باشن ... مشکل : من نمیخوام هیچ کس از من بهتر باشه ، و این امکان نداره ! چون همیشه کسانی هستن که از ما بهتر باشن ... و مشکل بعدی دوستان من هستن ! ... جالبه؟ نه ؟؟! ... دوستان من منو عذاب میدن ! تو خیلی چیزا ! ... دوستای خوبی که نمیدونم چرا منو با حرفاشون عذاب میدن ، نمیدونم قصدشون چیه ! اما فرض رو بر این میذاریم که قصدی ندارن ! ... ( با اینکه اشتباه میکنیم !! ) ... امروز من با دیدن چیزی به شدت به هم ریختم ... منم مثل هر انسان اولیه ای به سر پناه احتیاج دارم ... خدا رو شکر دارم ... اما مثل هر انسان کمال گرایی ، دوست دارم مال خودم باشه ... و این اون چیزیه که دوستانم منو باهاش اذیت میکنن ... و حالا دوست دارم اون غول بی شاخ و دمی رو که منو داره فشار میده پیداش کنم ... میخوام از بینش ببرم ... یه کتابی میخونم که روانشناسیه ! تو این کتاب گفته وجود حامی نقش بسیار زیاد مهمی رو در از بین بردن این غول داره ... اما من باید به تنهایی با این غول کنار بیام ... بدون اینکه حرفی بزنم ... یه مامان مهربونی میگفت که این عیب منه که حرفامو با هیچ کس نمیزنم ...
ادامه میدم ... غوله اومد ...
| لینک | چهارشنبه ۱۳۸٧/۱٢/٢۱ - مُنــــــــــــــــا |

